1

رادمانیوس ۱

قبلا گفته بودیم که انسان موجود غریبی است ؟
یا این که پیچیدگی روابط انسانی،گاهی حتی از پیچیدگی هزارتوی مینوتور،همان هیولای یونانی مشهور، هم صعب العبورتر است ؟
قطع به یقین گفته بودیم و اگر نگفته بودیم هم نیازی به بازگفتن نبود ،چون هزاران سال است همه فلاسفه و انسانشناسان و روانشناسان و محققین گفته اند و گفته اند و ما شنیده ایم .
دراین صفحه مجازی ما اما درباره موضوعات زیادی حرف زده ایم ،از روشهای صحیح مصاحبه های شغلی بگیر تا راه های ریز و درشت برطرف کردن احساس ناامنی افراد یک سازمان توسط یک مدیرخوب ،از ترس و وحشت و احساس حقارتی که باید درمان شود تا کار تیمی درست، به شکل منطقی اتفاق بیفتد گفته ایم تا برسی انواع و اقسام روش های حل مسئله یک سازمان خوب و مدیریت شده .
این وسط بارها گفته ایم اگر می خواهید کاری را خوب انجام دهید آن را طوری انجام دهید که انگار کل جهان در حال تماشای شماست و گویا این بار نوبت خودماست .
می خواهیم قصه های شما ،تجربیات شما و البته تحلیل و بررسی تجربیات همه آنهایی که رادمان را دنبال می کنند و حتی آن ها که دنبال نمی کنند و تا ابد هم دنبال نخواهند کرد را در زمینه این مبحث بزرگ و پر پیچ و خم ،یعنی روابط انسانی ،به سادگی گفتگوی دو انسان بالغ و شاد ،در این صفحه بنویسیم .
به دنبال کلمات سنگین و مقالات سخت خوان نیستیم ،بلکه فقط به دنبال شنیدن و گفتنیم و به دنبال ایجاد صمیمیتی که منجر می شود به یک کارتیمی درست و بی نقص ،زیرا که بنا به تجربه هم افزایی همیشه منجر به شکوفایی است ، به این دلیل ساده که همه می دانیم برآیند نیروی جمعی ،از جمع تک تک نیروها هم بیشتر است .
درمیان البته قصد هم داریم همکار جدیدمان را به شما معرفی کنیم که در این مکان گاهی بر صفحات مجازی خواهد نوشت ،رادمانیوس عجیب و غیر قابل پیش بینی ما که برعکس تصور شما یک انسان غیرواقعی نیست ،فقط موجودی است خودساخته و با اسمی به شدت قابل دفاع و بررسی که به قول خودش گاهی پراست از شیطنت و شور یک انسان مدرن و گاهی هم پر می شود از کلمات قصار و نوشته های بزرگان قدیم و البته خرد و تجربه ای که ما دراین همه سال تجربه اندوزی آموختیم و البته گاهی هم خالی خالی است برای شنیدن تجربیات شما.

منتظر کلمات نغز ،داستان های تازه ،تجربیات پر شور و شیطنت های گاه به گاه این موجود نه چندان مجازی و البته نه چندان حقوقی باشید ، خوب بخوانیدش و بعد بی هیچ ترس و هولی ،برای ما از تجربیات خودتان بنویسید ،شاید این پل ارتباطی قصه گفتن و تبادل تجربیات همان طناب غریبی باشد که تسئوس پهلوان یونانی را از هزارتوی ترسناک نجات داد ،یک جستجوی کوچک و ساده شما را به این قصه می رساند و حتما متوجه خواهید شد که آن طناب چیزی نبود جز همان عشق ،دوست داشتن و مهری که نجات دهنده همه ماست .