1

هوش هیجانی شامل ۱۲ عنصر است

هوش هیجانی شامل ۱۲ عنصر است. شما در کدامیک نیاز به بهبود دارید؟

استر مدیر دوست داشتنی یک تیم کوچک است، مهربان، محترم و نسبت به نیازهای دیگران حساس٫ او توانایی حل مسئله خوبی دارد و موانع را به شکل فرصت می‌بیند. او همیشه مشغول کار و منبع آرامشی برای همکارانش است. مدیر او از گزارش های واضح و دقیق او احساس خوش اقبالی می کند و اغلب استر را بخاطر هوش هیجانی بالایش تحسین می‌کند. درواقع استر هوش هیجانی را یکی از توانمندی‌هایش می‌داند و شاکر این است که به عنوان بخشی از توسعه رهبری‌اش حداقل برای این یک مورد نیاز به بهبود ندارد. عجیب آنکه با وجود حتی چشم انداز روشن برای او، استر به تازگی احساس می‌کند که در شغل خود احساس “گیر افتادن” دارد. زیرا او نتوانسته آن عملکردی که شرکت او به دنبال آن است را از خود نشان دهد و بیشتر بخاطر هوش هیجانی، او شروع به بررسی این موضوع کرده است.

تله‌ای که استر و مدیرش را به دام انداخته، خطای رایجی است زیرا آ‌ن‌ها هوش‌هیجانی را به طور سطحی تعریف کرده‌اند و در حالی که بر روی اجتماعی بودن، حساسیت داشتن و دوست داشتنی بودن تمرکز می‌کنند، از عناصر انتقادی هوش هیجانی که می تواند او را رهبر قوی تر و مؤثرتری سازد غافل می‌شوند. مقاله‌ای در HBR به تازگی مهارت‌هایی را مورد توجه قرار داده است که یک مدیر مثبت و مهربان مانند استر ممکن است نداشته باشد از جمله: توانایی دادن بازخوردهای مشکل به کارمندان، شهامت ایجاد و هدایت تغییر و فکر کردن به شیوه‌ای خلاقانه و متفاوت.               داشتن این خلأ ها با میزان هوش هیجانی بالا در تناقض است و به سادگی اثبات می‌کند که مهارت‌های هوش هیجانی او نامتوازن است.

در مدل هوش هیجانی و تعالی رهبری که ما در طی بیش از ۳۰ سال مطالعه‌ی توانمندی‌های رهبران ممتاز تدوین نموده‌ایم، دریافته‌ایم که داشتن ترکیب متوازنی از قابلیت‌های ویژه هوش هیجانی، در عمل یک رهبر را دقیقاً برای این نوع چالش‌های دشوار آماده می‌کند. تعداد زیادی مدل هوش هیجانی با مجموعه قابلیت‌های خاص خود وجود دارد که اغلب در زبان محاوره‌ای رایج، EQ نامیده می‌شوند. ما لفظ EI را ترجیح می‌دهیم و در ۴ حوزه تعریف کرده‌ایم: خودآگاهی، خود مدیریتی، دگرآگاهی و مدیریت روابط، که با در نظر گرفتن مهارت‌های هر حوزه، مجموعاً به ۱۲ شایستگی می‌رسیم. توانمندی‌های یادگرفته شده و یا قابل یادگیری که عملکرد ممتاز کاری یا رهبری را ممکن می‌سازند ( تصویر زیر را ببینید).

 این جدول شامل حوزه‌هایی از هوش‌هیجانی است که استر به وضوح در آن‌ها قوی است؛ شامل توانایی درک احساسات دیگران، مثبت‌نگری و خودکنترلی. اما همچنین شامل توانایی‌های حیاتی از جمله دستیابی به نتیجه، نفوذ و تأثیرگذاری، مدیریت تعارض، کار تیمی و رهبری الهام بخش نیز هست. این مهارت‌ها بسیار نیازمند پرداختن به احساسات هستند و باید بخش عمده‌ای از اولویت‌های توسعه‌ای هر رهبر مشتاقی را تشکیل دهند.

مدیریت روابط دگرآگاهی خود مدیریتی خودآگاهی
نفوذ و تأثیرگذاری همدلی و درک احساست دیگران خودکنترلی احساسی خودآگاهی احساسی
کوچینگ و منتورینگ آگاهی سازمانی قابلیت انطباق
مدیریت تعارض نتیجه‌گرایی
کار تیمی نگرش مثبت
رهبری الهام بخش

برای مثال اگر استر در مدیریت تعارض مهارت داشت در ارائه بازخوردهای ناخوشایند به افراد، توانمندتر ظاهر می‌شد و اگر توانایی تأثیرگذاری را  داشت، بازخوردهایی از مشکل را به تیم خود به منظور راهنمایی بیشتر و راهبرد افراد ارائه می‌داد.

 بیایید برای مثال فرض کنیم که استر همکاری در سطح سازمانی خود دارد، که فردی مغرور با رفتارهای زننده است. او به جای ملاطفت در تعامل با وی، با ایجاد توازن کامل از مهارت‎های هوش هیجانی می‌تواند مشکل را برای همکار به طور شفاف بیان کند و در این حین به کمک کنترلی هیجانی خود به او بگوید که چه چیز در رفتارش کارآمد نیست. مخصوصاً وقتیکه می‌خواهد به آن‌ها بگوید که به فلان شیوه کار نکنند.

مطرح کردن موضوعات حساس چالشی، یعنی رفتن به هسته‌ی مدیریت تعارض

استر همچنین می‌توانست از استراتژی تأثیرگذاری در بیان نظرات خود به همکارش استفاده کند، با بیان اینکه خواهان موفقیت اوست و اگر وی رفتار خود را مانیتور کرده و متوجه تاثیر آن بر اطرافش باشد، می‌تواند متوجه شود چطور تغییر در او می‌تواند دیگران را تحت تاثیر قرار دهد.

به طور مشابه، اگر استر مهارت رهبری الهام بخش را در خود توسعه داده بود می‌توانست در هدایت تغییرات موفق‌تر باشد. یک رهبر با این توانمندی می‌تواند چشم‌انداز یا مأموریتی را ترسیم کند که افراد را تحت تاثیر قرار دهد و به آن‌ها انگیزه دهد . ایجاد انگیزه، عنصری کلیدی به منظور قدم گذاشتن در یک مسیر جدید و تغییر است. درواقع مطالعات بسیاری یافته‌اند که ارتباطی قوی بین هوش‌هیجانی، هدایت تغییرات و رهبری شهودی وجود دارد.

برای رسیدن به سطح عالی، رهبران به توسعه‌ی توازن مناسبی از توانمندی‌های موجود در مجموعه مهارت‌های هوش‌هیجانی نیاز دارند و وقتی چنین کنند، نتایج عالی کسب و کار هم به دنبالش خواهد آمد.

حال شما چطور می‌توانید بگویید که کدام قسمت هوش‌هیجانی‌تان به بهبود و پیشرفت نیاز دارد – مخصوصاً اگر احساس می‌کنید که در بعضی بخش‌های آن قوی هستید؟

با مرور ۱۲ شایستگی (که در جدول ذکر شده) در ذهن‌تان به آسانی می‌توانید حس کنید که کدامیک در شما نیاز به توسعه دارد.  چندین مدل رسمی برای هوش هیجانی وجود دارد که تعدادی از آن‌ها با ابزارهای اصولی خود مطرح شدند. هنگامیکه می‌خواهید یک مدل را برای استفاده انتخاب کنید، این موضوع را هم در نظر بگیرید که آیا به خوبی نتایج مهارت‌های رهبری را پیش‌بینی می‌‌کند. بعضی از این مدل‌ها مشخص می‌کنند که شما خودتان را چطورمی‌بینید. این دسته ارتباط زیادی با تست‌های شخصیت شناسی دارند که از “خودپنداره” شخص در تبیین ویژگی‌های او استفاده می‌کنند. سایر مدل‌ها هم مثل مدل رئیس دانشگاه Yale، آقای Peter Salovey و همکارانش،EI را به عنوان یک توانایی تعریف می‌کنند و تست آن‌ها، MSCEIT ( که بصورت محصول تجاری موجود است) بیشتر از هر تست  EI دیگری با شاخص IQ مرتبط است.

ما ارزیابی جامع ۳۶۰ درجه‌ای را توصیه می‌کنیم، که هم شامل خودارزیابی و هم شامل دیدگاه دیگرانی است که شما را خوب می‌شناسند. بازخورد بیرونی به طور خاص برای سنجیدن تمام قسمت‌های هوش‌هیجانی از جمله خودآگاهی مفید است (شما چطور خودتان می‌توانید دریابید که خودآگاه نیستید؟).

شما می‌توانید با پرسش از کسانی که با شما کار می‌کنند و دریافت بازخورد از آن‌ها، سنجش حدودی از جایی که توانمندی‌ها و ضعف‌های شما قرار گرفتند، داشته باشید و هرچه از تعداد افراد بیشتری سوال کنید، تصویر بهتری از خودتان به دست می‌آورید.

ارزیابی‌های ۳۶۰ درجه‌ای رسمی، که نظرات بدون نام از سوی کسانی که با شما کار می‌کنند، نسبت به رفتار شما را بطور جامع بیان می‌کند، ارتباطی با IQ و تیپ شخصیتی ندارد، اما بهترین پیشگویی از اثربخشی یک رهبر، عملکرد واقعی کسب و کار، اشتغال و رضایت از شغل (و زندگی) را ارائه می‌دهد.

این ارزیابی‌ها برای بدست آوردن یک تشخیص کلی نسبت به میزان EI بسیار اهمیت دارند و لازمند. ولی اینکه متوجه شویم از میان این ۱۲ شایستگی، به کدام باید توجه بیشتری کنیم، اولین قدم است. کوچینگ مؤثرترین روش برای بهبود نقاط ضعف در هوش هیجانی است. داشتن حمایت تخصصی در طول فراز و نشیب‌های زندگی ‌تان در حالیکه راه‌های جدید عملکردی را امتحان می‌کنید، ارزشمند است.

حتی افرادی با توانمندی‌ها و مهارتهای رهبری هم با درک نواحی‌ای از هوش هیجانی می‌توانند فرصت توسعه خود داشته باشند.  فرصت توسعه‌ی خود به عنوان یک رهبر را با این فرض‌ها که هوش‌هیجانی تنها درباره‌ی مهربان و خوشرو بودن است، یا هوش‌هیجانی شما بی‌نقص است از بین نبرید. نقش هوش‌هیجانی را در رشد و حرفه‌تان دست کم نگیرید.

نوشته : دانیال گلمن ، ریچارد بویاتزیس

منبع: Harvard Business Review